مير سيد شريف راقم سمرقندى
196
تاريخ راقم ( فارسى )
خلايق پناه عبادتگاه اهل اللّه است . يكى از شعراى وقت كه سباح بحار اشعار بود زلال تاريخ اين خانقاه را از ينبوع طبيعت چنين جريان ساخته : تاريخ تاريخ خانقاه فرح بخش فيض بار * ينبوع فيض جاى حضور از بود رواست تاريخ وفات قاضى ساقى زامنى جناب فضايل مآب فقاهت اياب ، واسطهء ترفع موالى ، رابطهء تفوق اهالى ، مالك ممالك تحقيق ، سالك مسالك تدقيق ، المخصوص به عنايت الملك الباقى ركن الشريعة و الطريقه والدين حضرت قاضى ساقى . اصل مشار اليه از ولايت زامن كه از مضافات ولايت سمرقند است مىباشد و والد ايشان از مردم متعين آنجا بوده ، خود عمرى در ولايت بخارا و سمرقند تحصيل علوم دينيه و تكميل فنون شرعيه نموده از الطاف حضرت بارى و به عنايت پروردگارى و هم از يارى طبع نكته سنج و امداد ذهن بيرنج و از رفاقت توفيق و استقامت در آن طريق و از كثرت خاطر عاطر فيض مآثر و هم از اثر بخت بلند و يمن دولت ارجمند به اندك زمانى مولوى و دانشمند و فريد عصر و بىمانند گشتهاند و آوازه صيت فضل و كمال و رفعت و جلال چون خورشيد عالمگير شد . در عهد سلطنت امام قلى محمد بهادر خان قضاى ولايت سمرقند با جميع تومان مفوّض به آن ملاذ عالميان بوده و نيز تدريس طاق اعلاى مدرسه رفيعهء منيعه سلطان سعيد شهيد املح الفضلاء و افصح الظرفاء الغ بيك ميرزا با ايشان تعلق داشته . دايم الاوقات در مسند افاده نشسته طلبه را در علوم شرعيّه درس مىگفتهاند . سلاطين و خواقين از كلام بلاغت نظام آن عالى مقام بسى مسرور ، علما و فضلا و عموم خلايق و جمهور رعايا از خلق خوش ايشان راضى و مشكوراند . شريعت رعايت منزلت محمدى را به معراج رواج رسانيده و ملّت هدايت مرتبت احمدى را سراج وهاج گردانيده . در دار المحكمهاش امّهات سفلى را با آباى علوى عقد ازدواج به فرمان قاضى الحاجات بستى و در بيت العدالتش نزاع را كه در طبيعت چهار عنصر است صلح انگيختى . امّا چون عالم اجسام جاى مقام نيست و آدمى را رحلت ازين رباط خراب و كوچ از اين منزل تراب كه عين سراب است بايد ناچار حصول ثبات كرد و قرار درين بىمدار بىاختيار ، در تاريخ 1029 شاهدين عادلين كرام الكاتبين محضر حياتش را به توقيع وقيع « كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ » مسجّل گردانيد . در آن عصر مولانا